خانه / اجتماعی / یا در سازمان حل شده ایم یا سازمان و مناسباتش را رد می کنیم!

یا در سازمان حل شده ایم یا سازمان و مناسباتش را رد می کنیم!

جریان چیست؟یا کاملا اداری شده ایم و اداری صرف زندگی می کنیم،یا کلا از سازمان و مناسباتش بریده ایم و کاملا خودساخته زندگی می کنیم.آیا نمی شود حد وسط داشت؟…

بسم الله الرحمن الرحیم

سازمانی و غیر سازمانی

گم شدن حد وسط در سازمان پذیری و نظم گیری

افراد را از نظر سازمان پذیری و نظم پذیری می توان به سه دسته تقسیم بندی کرد:1-افراد بسیار منظم و مقرراتی که حتی آب خوردن شان را هم سعی می کنند از لحاظ مناسبات قانونی استفاده کنند و بیش از حد درگیر قانون مندی و رعایت نظم می شوند-2-افرادی که بسیار بی نظم و بی برنامه اند و کلا قانون و قانون پذیری و نظم و سازماندهی را رد می کنند-3-افرادی که قانونمند و منظم و بابرنامه اند ولی تا جایی که لازم و مناسب باشد و بتوانند با استفاده از آنها زندگی بهتری داشته باشند و وابسته صرف و مطلق بند و تبصره و ماده نیستند.

نمی شود با افراد نوع اول که گروه خاصی هستند کنار آمد چون بسیار سختگیر و مناسباتی عمل کنند و بخشش و گذشت برای شان معنی ندارد و در واقع برای آنها زندگی در خدمت نظم و سازمندهی است.این افراد در مناسبات سازمانی حل شده اند.آنها یادشان رفته است برای چه باید اصلا دقیق و منظم بود.آنها قانونی محض عمل می کنند و نظم ماشینی را پذیرا شده اند که هیچ گونه انسانیتی در این منش شان جای ندارد.این دسته از افراد ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ی اجتماعی وارد می سازند،چه در سازمان و یا در زندگی شخصی.

افراد نوع دوم کسانی هستند که بر طبق میل و اراده خودشان هستند و به نظرات برتر و منظم و بابرنامه اعتنا نمی کنند.آنها نمی دانند چرا باید نظم داشت و چرا باید سازماندهی کرد و در واقع کارها و امورات را بر طبق خواسته خودشان انجام می دهند و هیچگونه اعتقادی به حساب و کتاب و برنامه ریزی ندارند.متاسفانه این دسته از افراد ضربات سختی بر نیروی عمومی می زنند و خساراتی به جای می گذارند در رفتار و اعمال روزانه ی خود.

افراد نوع سوم کسانی هستند که حد وسط را رعایت می کنند.در واقع آنان می دانند که اصل زندگی ست،و برای این زندگی باید حساب و کتاب و برنامه و نظم داشت،اما این قانونی عمل کردن و پایبندی به مناسبات و اصول و قواعد را تا جایی پذیرا هستند که به انسانیت و جایگاه محترم انسان لطمه وارد نکند،چه در زندگی شخصی یا اجتماعی و سازمانی.این افراد هستند که سازمان ها و اداره جات را قدرتمندانه به جلو می برند و با تصمیمات و افکار و راهکارهای خود،نظم سازمانی و اجتماعی همراه با مفهوم درست زندگی و عزت و احترام را در جامعه گسترش می دهند.

متاسفانه به علت غرق شدن برخی انسان های سست یا ضعیف در مناسبات اداری و سازمانی،در برخی جاها در کشور دچار ایراد شده ایم و برخی مدیران با چنین تفکری در حال مدیریت و تصمیم سازی هستند که همه چیز و همه کس را برده ی قانون و دستورات و … می دانند.از آنطرف و نیز به دلایل مختلفی گاها دل زدگی عمومی از قانون مداری و حساب و کتاب بوجود آمده ست که برخی افراد در زندگی شخصی هم حد وسط را رعایت نمی کنند و کلا وجود هرگونه قاعده و اصل را به کناری می نهند.شاید بتوان گفت بخشی از این بیزاری و دل زدگی مربوط به برخی قوانین و مقررات بی ربط و خشک و یا مضر باشند.شاید هم بخشی از آن به علت اجرای نادرست تصمیمات و امورات باشد و شاید درصدی از آن به خاطر نبود نظارت و دقت بر اجرای قوانین باشند.احتمالا کسی دیگر هم گوید بخشی از این بیزاری اجتماعی به علت رانت و فساد برخی دانه درشت ها و فرار آنها از قانون مداری و نیز برخورد نکردن با این افراد باشد.و در نهایت شاید یک کارشناس یا یک فرد معمولی گوید که قسمتی از این قانون گریزی به دلیل وجود مدیران انعطاف ناپذیر و خشن قانونی باشد که اصلا حد و مرز انسانیت را به رسمیت نمی شناسند و صرفا به دنبال اجرای دستورات هستند،ولو به خردشدن استخوان های اجراکننده دستورات!…

در هر حال ما باید سعی کنیم شرایط را برای تربیت نسلی با ویژگی های نوع سوم از این افراد را فراهم کنیم که در کنار رعایت اصول و قواعد انسانی و اخلاقی،بابرنامه و منظم باشند و بتوانند مدیریت کشور را بر این اساس به پیش ببرند و خود نیز در زندگی شخصی یا اجتماعی،همینگونه باشیم و حد وسط را از نظر سازمان پذیری رعایت کنیم.

مسعود فاطمی12:13:08-02/19/2021

  • منبع تصویر شهری:
خبرآنلاین

درباره مسعود فاطمی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

خرد جمعی

خرد جمعی،لزومی برای پیشرفت!

خرد جمعی چیست و چرا باید برای پیشرفت خرد جمعی داشته باشیم؟…