خانه / اجتماعی / قانون مداری بله،ولی غیر قابل انعطاف بودن نه!

قانون مداری بله،ولی غیر قابل انعطاف بودن نه!

قانون مداری خوب است ولی اتکا به قانون و متون قانونی گاهی اوقات منجر به اجرای خشک قوانین و انعطاف ناپذیری بیش از حد می شود که این فاجعه می آفریند و روح مهربانی را از سیستم و بدنه ی اداری و اجتماعی جامعه بیرون می اندازد… بسم الله الرحمن الرحیم

قانونمداری

قانون مداری

در هر جامعه ای متونی به نام قانون وجود دارد که کل اهالی کشور باید به آنها عمل کنند.قانون برای همه یکسان است و تخطی از آن مجازاتی را در پی دارد،حالا شخص خاطی هر کسی که می خواهد باشد.از تخلفات ریز مثل عبور از چراغ قرمز سر چهارراه گرفته تا تخلفات بزرگ مانند اختلاس ها و جرم های سیاسی و خیانت به کشور،همه و همه باید با برخورد قانونی روبرو شوند.در مورد امور دیگر نیز همینطور.وقتی چیزی قانون می شود،یعنی باید به آن عمل کرد چه در سیستم اداری مملکت و یا در سطح اجتماع و مردم.اما در صورت رخداد دو حالت،یک کشور از حالت تعادل خارج می شود و روز به روز ضعیف و ضعیف تر می شود تا اینکه ممکن است بر اثر حوادثی و اتفاقاتی بزرگ،سیستم اجتماعی رو به نقصان گذارد و یا شاید فروپاشی از درون رخ دهد.یکی اینکه قانون به شدت و قوت اجرا شود و نیز از بس سختگیری در اجرای قوانین گرفته شود و نظم مطلق ماشینی حاکم شود که حتی کوچکترین جرم هم با مجازات سنگین روبرو شود.در این حالت برای برخی جرم های معمولی و یا به علت خاصی(فقر مادی و …) رحم و شفقت و انسان دوستی و برخورد درست،کنار گذاشته می شود و با مجرم به شدت برخورد می شود.حالت دوم این است که به هر دلیلی قانون اجرا نشود و جامعه نیز در عمل به آن کوتاهی یا بی اهمیتی کنند.در یک طرف قضیه آنچنان سخت گرفته می شود و استخوان های مردم زیر نظم ماشینی و مطلق خرد می شود،و در طرف دیگر چنان آسان گرفته می شود که بی محلی و بی توجهی به قوانین خیلی عادی تلقی می شود و در واقع به یک فرهنگ تبدیل می شود.هر دوی این موارد به ضعف سیستم اداره ی ممکلتی آسیب می زنند و آن جامعه را از درون دچار آسیب ها و مشکلات مختلف می کنند.

شاید دیده یا شنیده باشیم در کشوری سرمایه داری و غربی،یک بچه یا فرد که چیزی از فروشگاه مواد غذایی دزدیده،یا اینکه بلیت اتوبوس و کرایه نداده،با تعقیب و واکنش شدید پلیس مواجه شده و آنها حتی به او تیراندازی کرده اند! در این حالت پلیس باید مطابق جرم به قانون و وظیفه ی خود عمل کند نه اینکه فرد خاطی را از زندگی ساقط کند.در واقع حتی اگر قوانین یک کشور،پلیس را به کشتن یک دزد معمولی سوق نداده باشند،اجرای سفت و سخت و بیش از حد تحمل قوانین و نیز نظم ماشینی استخوان خرد کن،چنان فشاری به جامعه می آورد که ممکن است حتی خود پلیس هم از کار اصلی خود غافل شده و یا فاصله بگیرد و در وظیفه اش اسراف و کجروی کند.

حالت دیگر زمانی است که مثلا در کشوری قوانین خوبی هم در موارد گوناگون وجود دارد،و اما به خاطر نداشتن ضمانت اجرایی و شل گرفتن قوانین و عمل نکردن به آنها از طرف جامعه،مردم با مشکلات زیادی به خاطر بی قانونی مواجه اند.این مشکلات زمانی بزرگ و بزرگ تر می شوند که حتی در برخورد با مجرمان بزرگی که از قانون تخطی کرده اند،واکنش لازم و بایسته صورت نگیرد و جرم،به تمام و کمال پاسخ داده نشود.

در یک حالت،در اثر انعطاف ناپذیری مطلق و بی رحمی در اجرای قوانین،استخوان مردم زیر بار چرخ دنده های نظم ماشینی خرد می شود و در طرف دیگر به علت سست گرفتن قوانین،امور مملکتی پیش نمی روند و خلاف ریز و درشت زیاد می شود و … .هر دو حالت از ظرفیت معقول خود خارج شده اند و برای همین روش مناسبی در زندگی یک جامعه فراهم نمی کنند.

اما حالت تعادل این است که: قانون به وقت خود،رحم و شفقت هم به جای خود.جایی که قانون و اجرای محکم آن لازم است،ضمانت اجرایی و نظارت بر انجام آن وجود داشته باشد و با خاطیان مطابق جرم شان قاطعانه برخورد شود،و جایی هم که رحم و شفقت و انعطاف سیستمی و اداری و حتی شخصی لازم است،مهربانی خرج شود و انسان ها را نجات داد.

مسعود فاطمی12/11/2020

منبع تصویر:

-خبرگزاری صدای افغان(آوا)

درباره مسعود فاطمی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

شهید فخری زاده

تحلیلی در این مورد که چرا باید پاسخ مناسب به ترور شهید محسن فخری زاده داده شود؟

شهید محسن فخری زاده،دانشمند هسته ای و دفاعی کشورمان ترور شد.چرا ترور شد و چگونه ...